{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

____[The Forbidden Crossing]____

تـقـاطـع مـمـنـوعـه⁷¹

-ها؟

تک خنده‌ای کرد
و منم سریع رومو برگردوندم
+خب فسقلی اینم از نودل

و با دو تا کاسه نودل خوشبو سمتم اومد
-احیانا که شکر نریختی؟(خنده)
+نه خودش طعم دهنده داشت من هیچ کاری نکردم(خنده)

و نودل رو گذاشت روی میز جلوی کاناپه و همونجا شروع به خوردن کردیم
من مثل همیشه با ولع زیادی غذا میخوردم و حسابی حال میکردم
که نگاهم افتاد به کوک
بهم زل زده بود و خودش حتی یه قاشق هم نخورده بود
-هی چرا نمیخوری؟(دهن پر)
+تو رو نگاه کردم سیر شدم

گونه‌هام سرخ شد و ذوق کردم
-حالا اینقدر رمانتیک بازی در نیاراا
نمیخوری بده خودم میخورمشش

با حرفم خندید و گفت:
+بفرما خانم شکمو

و نودل اون رو هم با ولع خوردم
و تمام مدت بهم چشم دوخته بود
-هاااا چه چسبیدد
+نوش جونت فسقلی
-دست از گفتن این کلمه بر نمیداری؟
+الان یه فرق داره
-چه فرقی؟
+اون موقع فقط فسقلی بودی الان فسقلی خودمی

با حرفش گونه‌هام کاملا گل انداخت
-هویی بیشعوررر
+چیه؟
-چرا یهو اینقدر رمانتیک شدییی؟

و با حرفم پقی زد زیر خنده
-چتهه نخندد
+خوابت نمیاد؟
-نوچچ امروز خیلی خوابیدم
+اوهوم

خواست کاسه‌های نودل رو برداره و ببره تو آشپزخونه که انگار برق گرفته‌ها گفتم:
-هوییی وایسا بینم
+چی شده؟
-باید یکسری سوالات ازت بپرسم
+یا خدا

نشست کنارم
گوشیمو از کنارم برداشتم و رفتم تو پیج کوک
بعد اون عکسش کنار دختره رو نشونش دادم
-اول از همه این کیه اینقدر بهت چسبیده؟
.....



خب دخترا من پیج قبلم فکر میکنم مسدود شدم و نمیتونم واردش بشم امیدوارم اگر مسدودیت هست ابدی نباشه و درست بشه.
دبگه به هر حال تو این پیج ادامه میدم
ولی درست روز بعد که پارت اسمات رو گذاشتم مسدود شدم و فکر کنم بخاطر همون باشه.
پارت‌های اسمات هم حذف شدن از پیج قبلی و میترسم دوباره مسدود بشم ببخشیدد نمیتونم دوباره بذارمش و از ادامه‌اش میذارم.🤗
به هر حال دخترا ازتون خواهش میکنم اگر میتونید به فالورای پیج قبلی پیام بدید که فالوم کنن چون واقعا برای پیج قبلی خیلییی زحمت کشیدم🥲

#رمان #فیک #تقاطع_ممنوعه #رایا #کوک #The_Forbidden_Crossing
دیدگاه ها (۲۴)

ازدواج اجباری part: ۱۱ ویو "نویسندتون" کوک و ملودی رفتن داخل...

سیلام بیبی هااامی خوام بی ال از تهکوک بنویسممممشاید بگید اوک...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶²ویو: جونگ‌کوکچشم‌هام رو باز کردم...

پارت ۲ ویو ا.ت جونگ کوک آروم کنارم نشست سعی کرد فاصلش رو حفظ...

فیک کوکفصل ²پارت ¹⁰ویو ا.تهمه ی نگاه ها رومون بود که کوک به ...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

#ارباب‌سنگدل #پارت_10ویوی ا.ت : با دردی تو کل بدنم از خواب ب...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

پارت ۳۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط